امروز ببین باغ دلم بی تو شده زرد!
دیروز حضور تو شفای دل ما بود
هر چند که مهمان ملائک شدی، امّا
ای سبز! به این باغ زمستانزده برگردای شب که دلی چو ماه داری
ای مَحرم راز هرچه عاشق
ای شب که دلی بزرگ داری
من نیز شکسته بالم امشب
با باد و تگرگ آشنایم
بغضی که نشسته در صدایم
ره بسته به روی واژههایم
امشب که ز بوی عشق مستم
از سُکر "سبوی عشق" مستم
ای شب که دلی چو ماه داری
آرام ز جای خویش برخیز!
آرام به من بگو چه دیدی
آن دم که یگانه یارمان رفت!
در سینه روایتیست زنده
رفت آنکه چو نوح ناخدا بود
رفت آنکه ز نسل آسمان بود
مقصود تمام عارفان، او!
از حیلة "ما" و "من" جدا، او!
مانند خلیل بتشکن، او
او زادة ذوالفقار حیدر
او "نقطة عطف" عشق و مستی
او خال لب خداپرستان
او از "ره عشق" تا خدا رفت
ای شب، شب زخمخورده برخیز
...آیینة عشق واژگون شد
من آن يتيم كوچكم كه تشنه نوازش است .
اگر نوازشم كني چو غنچه باز مي شوم .
براي يك نگاه تو پر از نياز مي شوم .
تو اولين ستاره اي در آسمان قبلها ،
جهان نبود بوده اي تو در جهان قلبها ،
براي درك روح تو چقدر كودكم هنوز ،
تو بي نهايتي و من چه ذره كوچكم هنوز .
من.... با زخم ....زبونات.... رفیقم .... مرحم بزار.... با حرفات .... رو زخم....عمیقم .... با توام
.... که داری .... به گریه ام.... می خندی....کاش می شد..... بیای و..... به من دل.... ببندی.....تنها بودن.... یه کابوس.... شومه.....عزیزم.....کار دل....نباشی.....تمومه.....عزیزم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الان اصلا چرت و پرتم نمی یاد (یعنی هیچ چرندی برای گفتن ندارم) ..................سنتوری دیدم....... دلم واسه مهتادا سوخت
..................... هیچ وقت تو فیلماشون آخر قصه ی یه معتاد خیلی تلخ تموم نمی شه .......... شاید می خوان پیام امیدواری بدن............ یه موقع هایی زندگی روزمره ی خودمونم مثل اعتیاده
........... ![]()
یکی دلش واسه من بسوزه که می خوام امتحان نهایی بدم ![]()
دعا کنید واسم این یه ماه مهمه تو کنکور تاثیر داره.........
![]()
![]()
![]()
منی که با وجود ۱۷ سال هنوزم گم هستم گم. می فهمی یعنی چی ولی به حال اونی هم غبطه نمی خورم که فکر می کنه می دونه راهش چیه البته وقتی می گم اونی که فکر می کنه راهش چیه منظورم با همه ی اونایی نیست که می دونن راهشون چیه می دونی معمولا (واین خیلی باعث عذابه) با دیدن عکس العمل یه آدم می تونی حدس بزنی دنیاش چقدر کوچیکه
بعضی وقتا دلم می خواد برگردم به اول همه ی این ماجراها و............... شاید بتونم نجاتش بدم......... دفتر خاطراتم رو ورق می زنم .... بر می گردم و خاطره ی اول-اولین خاطره به صورت مطلق- رو می خونم.......همه چیز از تصمیم اون شروع شد و حالا من ........ دیشب من چرا این جوری فکر می کردم اصلا نمی فهمم چرا دیشب اون جوری بودم اما نه امروز با تمام خودخواهی ام دارم اون واقعیت رو که دیروز بهش رسیدم پس می زنم و این خیلی بده عملا دارم خودمو از دنیا جدا می کنم در صورتی که دیشب به این رسیده بودم که من همون گلی ام که اول اولش مقرر شد که آدم و هوا از توش بیان بیرون می دونی از چی وبلاگ نویسی ممکنه پشیمون بشم اونم اینه که یه آدم خودخواه (چیزی که خودمم امروز همونم ) بیاد به من بگه این حرفت خیلی کلیشه ای بود آره کلیشه ایه اما حداقل می دونم که دیشب که بهش رسیدم انقدر کلیشه ای به نظر نمی اومد شاید اون موقع هم که سعدی میگفت بنی آدم اعضای یکدیگرند داشته به قسمته خوب ماجرا نگاه می کرده اگه همه اینجوری فکر می کردن....... می دونی ... ام......اما حقیقتش اینه که آدما به چند دلیل با هم خوبن۱.طرف یه کاری واست کرده می خوای جبران کنی۲ . برای اینکه احساس کنی خوبی و اعتماد به نفست بالا بره با مردم خوبی که مردم معمولاْ برای حفظ ظاهر می گن به خاطر خدا دارم این کارو واسش می کنم ........ هیچ وقت خودشو به خاطر خودش دوست نداشتی همش به خاطر خودت بوده حتی وقتی می گی به خاطر خدا بازم به خاطر خودت بوده هیچ وقت احساس نکردی که اون آدم خودته و تو اونی منم نمی گم که هیچ وقت اینجوری بوده ام اما می دونی حداقل دیشب فکر می کردم که این تنها حقیقتیه که میشه بهش تکیه کرد....... می دونی هم تلخه هم دردناکه اما صداقتش شیرین ترین بخش ماجراست .....ام....... مثل خودم ![]()
بى تو نفسم حرومه، بي تو گم و بى نشونم
بى تو نمى خوام بمونم.........
ستاره
شب بود و ستاره توي كهكشون
غم بود و نگاهي، رو به آسمون
با چشم خسته
قلبي شكسته
باز پر شده قلبش از گلايه ها
باز ميگه غماشو با ستاره ها
طاقت نداره
چشم انتظاره
شباي با هم بودن گذشت
هر كسي رفت ديگه برنگشت
ستاره آي ستاره از اوج آسمونا
بگو تا بشنون نامهربونا
چرا بايد بمونن حالا تنهاي تنها
اونا كه بودن عمري همدم ما